الشيخ محمد علي الگرامي القمي

62

مذهب (فارسى)

« كاپلستون » كشيش مسيحى انگلستان را با برتراند راسل دربارهء خدا مىخوانند ناراحت مىشوند كه اين كشيش چقدر سطحى است و ناآگاه ! و البته بايد در برابر شبهات راسل هر چند سست ، بماند و پاسخهايش قانع كننده نباشد ، اين قصور بيان فلسفهء غرب است ، هنگامى كه آن مصاحبه از يكى از فرستنده‌هاى راديوئى پخش مىشد جوانهاى معمولى ما از بيسوادى كشيش مزبور عصبانى مىشدند . وقتى آنسلم مقدس براى خداوند اينطور استدلال كند كه : « هر كسى تصورى از بزرگترين ذات دارد و چنين ذاتى حتماً وجود دارد زيرا اگر نباشد بزرگترين ذات خارجى موجود از آن بزرگترين ذات تصورى بزرگتر مىشود و اين خلف است پس حتماً ذاتى هست كه هم تصور او و هم خارجا بزرگترين ذات باشد ! » بايد راسل هم گيج شود . آنسلم از تصور شىء وجود آن را استنتاج كرده است و اين مطلبى بسيار سست است ، ممكن است چيزى را تصور كنيم كه در خارج نباشد و ممكن است چيزى در خارج باشد كه ما تصورش را نكنيم . شايد مىخواهد بگويد : « بر اساس برگشت همهء علوم بحس ( كه انتزاعيون شرقى آن را قبول دارند ) بايد اين تصور از خارج آمده باشد پس بزرگترين ذات حتماً در خارج هست » ولى آنها كه با فلسفه آشنائى دارند مىدانند كه آنچه صحيح است برگشت همه علوم بحس است نه اينكه هر علمى عيناً